نه پس   

قهرمان همیشه اولین نفر نیست. بعضی‌وقتها، خیلی‌وقتها قهرمان نفر دوم است. اوست که باعث دوام قهرمان می‌شود. حرکت قهرمان را از شخصی بودن در می‌آورد.

ایستاده‌ای توی صف تاکسی، توی صف اتوبوس. تا دومین نفر نیاید پشت سرت صف تشکیل نمی‌شود.

روی پشت‌بام، الله‌اکبر می‌گویی، تا نفر دوم جوابت را ندهد، اصل قضیه شکل نمی‌گیرد.

به چیزی اعتراض می‌کنی، تا نفر دوم معترض نشود اعتراض تو نادیده گرفته می‌شود.

بعضی‌وقت‌ها قهرمانی در شروع نیست، در ادامه دادن است. و او که ادامه می‌دهد اسمش پشت شروع کننده پنهان می‌شود و بعضی‌وقت‌ها انگ مقلد بودن هم می‌خورد. توی بعضی چیزها ایده بکر از شروع نیست از ادامه است اما باز اسم اولین نفر آن بالا می‌درخشد. شما بگو فکر از قهرمان بوده، ایده از قهرمان بوده اما وقتی نفر دوم پاپیش می‌گذارد، فکر و ایده عوض می‌شود. حالا شما بگو اگر نفر اول شروع نکند، بعدی ادامه نمی‌دهد.. شما مثال‌های خودت را داری من هم مثال‌های خودم را. خواستی بگو مثال بزنم. حالا شما هی بگو اگر قهرمان نباشد، ‌نفر دومی وجود ندارد. اصلاً مشکل شما این است که خیلی وقت‌ها قهرمان را با اولین نفر اشتباه می‌گیری. حالا هی برای من پشت سر هم دلیل و منطق بیاور. اصلاً تعریف خودت از قهرمان چیست؟ مگر شما قهرمانی که این‌طوری طرفداری می‌کنی؟ ولم کن بابا. نخیر عز و جز کردن من به این دلیل نیست که فکر می‌کنم نفر دومم. باشد اصلاً شما راست می‌گویی و من توضیح دادن بلد نیستم. 

 

لینک
دوشنبه ۱٦ شهریور ۱۳۸۸ - مرضيه رسولی